خرید بک لینک

این رو مدتها قبل تایپ کرده بودم تا برای یکی از دوستان بفرستم؛ دیدم حالا که تایپشده بد نیست اینجا هم بذارم:

«...امکان ندارد که انسان در زندگی مادّی و این جهانی، و در رابطۀ با این آسمان و این طبیعت، احساس اضطراب نداشتهباشد. این احساس اضطراب، ناشی از کمبودی است که در رابطۀ او و طبیعت وجود دارد. یعنی به میزانی که انسان، انسان میشود، نیازهایی را احساس میکند که دیگر طبیعت نمیتواند آن نیازها را برآوَرَد... چون طبیعت، خانهای است که انسان و گاو، حیوان و نبات، همه با هم در آن زندگی میکنند؛ و این طبیعت، بر اساسِ نیازِِ حیوان ساخته شدهاست. انسانی که در این طبیعت به وجود آمدهاست، نیازهایی دارد که طبیعت، یعنی خانۀ مشترک او و حیوان، نمیتواند آنها را برآورد. از اینجاست که کمبود و احساسِ بیگانگی با جهان، و احساس غربت در این دنیا، در وی ایجاد میشود؛ و این تشنگی و غربت، نیاز و عطش را در او به وجود میآورد. نیاز و عطشی که سرچشمۀ اصلیِ تجلّیِ روح عرفانی در بشرند. پس طبیعی است که انسان برای برآوردن نیاز و عطش خود به آنچه که در این جهان نیست، بیندیشد و برای برآوردن احتیاجهای متعالیای که ماوراء مادّی است، و هم برای رفتن به آن جاهایی که احساس میکند جای اوست، به فراسوی طبیعت توجّه کند. زیرا انسان به همان اندازه که بیشتر از طبیعت رشد میکند، با طبیعت بیگانه میشود و در نتیجه، احساس غربت و تنهایی میکند. و برای جلوگیری از این تنهایی، و برای فرار از این غربت به دنیایی که اینجا نیست توجّه میکند...»

از «عرفان، برابری، آزادی» نوشتۀ علی شریعتی

برچسب: تعریف عرفان از دیدگاه شهید مطهری, نویسنده: باران حیدریان تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:12

صفحه بندی